سید عبدالرحیم خلخالی از مشاهیر خلخال   

 مرحوم سید عبدالرحیم خلخالی در اواخر قرن دوازدهم هجری قمری در 1290 هجری قمری در زاویه سادات خلخال بدنیا آمد.تحصیلات مقدماتی را در زادگاه خود بپایان رساند و برای ادامه تحصیل عازم رشت شد و سالیان دراز در رشت به تحصیل زبان و ادبیات فارسى و عربى و فقه و اصول و فلسفه مشغول بود.

 

سپس براى تکمیل تحصیلات به تهران آمد و تا ابتداى مشروطیت به طور نامنظم به مطالعه و تحصیل اشتغال داشت. درمدرسه فرانسوی زبان « آلیانس » به فراگرفتن مقدمات زبان فرانسه پرداخت. در تهران در اثر رفت و آمد در محافل مختلف با گروه‏هاى سیاسى آشنا شد و براى استقرار مشروطیت به تلاش و تکاپو افتاد.او سردبیر روزنامه کاوه آهنگرو صوراسرافیل و صاحب امتیاز روزنامه مساوات بود. پس از صدور فرمان مشروطیت به همراهى سید محمدرضا مساوات روزنامه‏ى معروف و تندرو مساوات را دائر کردند که لبه تیز حملات این روزنامه متوجه محمدعلى شاه بود و یک بار نیز کار آنها به عدلیه کشید . وی همچنین روزنامه علمی ادبی اخلاقی پروین را از سال 1332 قمری به مدیر مسئولی خود در کتابخانه اش چاپ می کرد. پس از به توپ بستن مجلس و اعلام حکومت نظامى و دستگیرى عده‏اى از مخالفین حکومت، سید عبدالرحیم خلخالى به اتفاق سید محمدرضا مساوات مخفیانه از تهران خارج شدند.خانه اش را به توپ بستند و همسر و فرزندانش در این حادثه کشته شدند. مساوات در تبریز به فعالیت خود علیه استبداد ادامه داد ولى خلخالى به قفقاز مسافرت کرد و در آنجا دست به فعالیت زد و مدتى نیز نزد حاج میرزا عبدالرحیم طالبوف بود و از آنجا به عشق‏آباد رفت. در 1327 ه.ق به رشت آمد و فعالیت خود را مجدداً آغاز نمود و در رشت مدرسه و انجمن ادبی تشکیل داد و کسانی چون استاد پور داوود و برادرش سلیمان خان ازشاگردان وی بودند. در رشت  با معزالسلطان و یپرم و سپهدار که از سران فعالیت در گیلان بودند آشنا شد.

عضو کمیته انقلاب ملی مشروطه بود که این کمیته تا انهدام مشروطه و انحلال مجلس اول به کار و فعالیت خود ادامه داد. اعضای این کمیته نه نفر بودند که عبارت بودند از: ملک المتکلمین، سیدجمال الدین واعظ، میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل، سیدمحمدرضا مساوات، حکیم الملک، تقی زاده، سید عبدالرحیم خلخالی و سید جلیل اردبیلی.
اعضای کمیتة ملی طی برگزاری جلساتی در میان سران خود، دستورات و تصمیمات اجرائی کمیته را ابلاغ می کردند و از این طریق بر شدت مخالفت ها و مبارزات مردم بر علیه استبداد می افزودند.


 پس از سقوط محمدعلى شاه و فتح تهران وارد مرکز شد و به هر کدام از مخالفین محمدعلى شاه کارى داده شد از جمله خلخالى در وزارت دارائى استخدام گردید و ریاست دیوان محاسبات را به او سپردند .سپس به ریاست مالیه غار و فشاپویه منصوب شد. در جنگ بین‏الملل اول در زمره رجال و معاریف و آزادى‏طلبان به کرمانشاه رفت و مدتى نیز در اسلامبول و کرکوک اقامت گزید تا به تهران بازگشته به شغل خود در وزارت مالیه اشتغال ورزید. در سال 1306 شمسی داور او را به عدلیه انتقال داد و مدتى مستشار دیوان عالى جزاى عمال دولت بود. وقتى داور به وزارت مالیه رفت، او نیز همراه او به وزارتخانه‏ى مزبور بازگشت و ریاست اداره‏ى بازرسى کل را به او سپردند. سید عبدالرحیم خلخالی در رشته های باستان شناسی،نمایشنامه نویسی و و حقوق استاد بود و مرحوم دکتر معین در جلد پنجم فرهنگ فارسی وی را نویسنده ،دانشمند و مشروطه طلب و آزادیخواه می خواند.خلخالى از ادباء و علاقمندان به ادبیات فارسى بود" به یک دیگر محبت کنید " و " حرص باعث هلاک است "، نخستین آثاری است که از " تولستوی " توسط خلخالی  به فارسی ترجمه شده است. چاپ معتبری از کتاب سیاست نامه خواجه نظام الملک نیز منتشر کرد. وی با مرحوم مینوی در چاپ چندین کتاب همکاری داشت.همچنین ایشان مردان نیکوکار را وا میداشت تا هزینه جاپ کتب ارزشمند را تامین نمایند و هزینه چاپ برخی از کتبی که مرحوم اقبال آشتیانی چاپ کرده از این راه فراهم شده است ازجمله کتاب فرهنگ اسدی .

از کتب دیگر ایشان می توان از  لبنان در آتش جنگ، نشرمرکز پخش سعید، درسال 1397 هـ. ق در 116 صفحه ونمایشنامه داستان خونین یا سرگذشت برمکیان راکه مضمون تاریخی و عشقی دارد درسال 1304در  69صفحه ،حافظ نامه در شرح حال حافظ ،تصحیح نوروزنامه خیام، دیوان خاقانی و تصحیخ ادب الوجیز ابن مقفع ،ترجمه شارل و عبدالرحمن نوشته جرجی زیدان ،دختر هارون الرشید و ابومسلم خراسانی نام برد.

 

حافظ نسخه خلخالی

 

خلخالی به حافظ ارادت خاصى داشت. یکى ازمهمترین اقدامات او اولین چاپ انتقادی دیوان حافظ بود که از روی  قدیمیترین  دیوان حافظ که گویا سى و پنج سال بعد از وفات حافظ کتابت شده بودو در اختیار آن مرحوم بود پس از تصحیح منتشر کرد و تا چندین سال دیوان حافظ چاپ خلخالی از معتبرترین چاپهای این کتاب بود.

این نسخه خطی که به نام دارنده ی آن ، شادروان سید عبدالرحیم خلخالی معروف است ، در قطع 11 × 19 سانتیمتر ، به خط نستعلیق نوشته شده  و حاوی 496 غزل 2 مثنوی ( ساقی نامه ، آهوی وحشی ) و 29 قطعه و 42 رباعی است و فاقد قصاید و مقدمه ی محمد گلندام ( گرد آورنده دیوان حافظ ) می باشد . از ویژگیهای آن داشتن تاریخ کتابت هم به عدد ( 827 ) و هم به حروف ( تمّ الدیوان فی اوایل شهر جمادی الاولی سنة سبع و عشرین و ثمانیة الهجریة ) است که با توجه به یکسان بودن خط و قلم کتابت متن و تاریخ و ملاحظه ی همه قرائن نسخه شناسی اصالت آن محرز است و تا سال 1349 شمسی که فیلم نسخه ی معروف به «ایاصوفیه» مکتوب به سال 813 ه.ق  ، در اختیار کتابخانه ی دانشگاه تهران قرار گرفت ، قدیم ترین نسخه ی تاریخ دار دیوان حافظ به شمار می رفت . این نسخه ی اصیل و نفیس بعداً به فرزند او «شمس الدین خلخالی» به ارث رسید.

شادروان سید عبدالرحیم خلخالی در سال 1306 شمسی همت به چاپ دیوان حافظ بر اساس نسخه ی ملکی خود نمود که به خاطر وجود اغلاط چاپی و اختلافاتی که با اصل نسخه داشت ، مورد پسند خود اونیز قرار نگرفت . در سال 1369 مجدداً فرزند برومندش ( شمس الدین خلخالی ) آن نسخه را به صورت عکسی با کیفیت خوب و روشن چاپ و منتشر ساخت .

متن زیر مقدمه بهاءالدین خرمشاهی بر این کتاب است:
(صدها تصحیح و طبع از دیوان حافظ در طی دویست سالی که از چاپ اول آن می‌گذرد، انتشار یافته است؛ و نزدیک به یکصد نسخه خطی با قدمت قابل ملاحظه (تا قرن دهم هجری) از آن در کتابخانه‌ها و مجموعه‌های شخصی محفوظ است. در این میان نسخه خلخالی، یعنی نسخه‌ای که به نام نخستین صاحب صاحبنظر آن، شادروان عبدالرحیم خلخالی به همت خود ایشان به چاپ رسیده و اصل نسخه اکنون نزد فرزند فرزانه ایشان آقای شمس‌الدین خلخالی به یادگار محفوظ مانده است، به گفته بسیاری از صاحبنظران نسخه‌ای است که از نظر داشتن مزایای بسیار، منحصر به فرد است و در میان یکصد نسخه خطی که حدس می‌زنیم محفوظ مانده باشد. هیچ کدام از نظر مجموعه دقت، قدمت و صحت به پای آن نمی‌رسد.این یک برآورد عادی نیست قولی است که این بنده به گوش خود از حافظ شناسان نامدار زمانه استادان دکتر سلیم نیساری، دکتر محمدرضا جلالی نایینی و هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سایه) شنیده‌ام.

این نسخه به طور مستقل سه بار چاپ شده است:

1) به همت خود روانشاد عبدالرحیم خلخالی که مقدمه مسبوطی هم بر ‌آن نوشته و بعضی از همانندی‌های شعر حافظ را با شعر شاعران متقدم یا معاصرش نشان داده است.

شادروان علامه محمد قزوینی قبل از ژرفکاوی کافی و کامل، نقد و تقریظی سراپا تایید و تحسین بر آن نوشت. اما بعد‌ها که عزم و آهنگ تصحیح دیوان حافظ کرد و مرحوم خلخالی کریمانه به مدت یک سال، این نسخه بی همتا را در اختیار ایشان و همکارشان روانشاد دکتر قاسم غنی قرار داد و فرصت یافتند که نسخه تصحیح شده چاپی خالخالی (1306) را با متن اصلی مقابل کنند، به بی دقتی‌ها و نابسامانی‌های بسیار برخورد کردند که شمه‌ای از آن را در مقدمه بلند خود بر دیوان حافظ مصحح  خود آورده‌اند.

اما اعتبار نسخه چندان بالا بود که آ‌ن را به عنوان نسخه اساس گرفتند و از 17 نسخه خطی و چاپی برای رفع سهوها و لغزش‌های آن استفاده بردند. و چنین قولی در مقدمه دادند که از این نسخه اساس جز به هنگام برخورد با اغلاط فاحش یاترجیح جانبی بر جانبی عدول نخواهند کرد؛ اما فوق کل ذی علم علیم.

 بعدها ،شاید 50 سال بعد از چاپ و نشر نسخه مصحح قزوینی غنی ،استاد دکتر سلیم نیساری که ید بیضایی در نسخه شناسی و واژگان پژوهی دیوان حافظ دارند ،ده‌ها عدول از این اصل و قول و قرار قزوینی در تصحیح قزوینی غنی یافتند و همه را یک به یک متذکر شدند که نمونه والایش همان «دیوسلیمان نشود» ضبط نسخه صریح نسخه خلخالی است که در نسخه قزوینی غنی به صورت «دیو مسلمان نشود» درآمده است.

 از سوی دیگر جناب خلخالی با شجاعت علمی و اخلاقی کم نظیری به قصور و مسامحه خود در تصحیح دیوان اقرار کرد و دریغا که پیک اجل مهلتش نداد تا به آرزویش در تصحیح مجدد رفع اغلاط چاپی و علمی و سهوالقلم‌ها جامه عمل بپوشاند.

مرحوم قزوینی در مقدمه خود این عبارت را آورده است که «حق این نسخه نفیس کما ینبغی ادا نشده است». البته خود علامه قزوینی بر اساس تصحیح و طبع قرار دادن آن بخش عظیمی از حق آن را ادا کرد.

سپس از حسن اتفاق جناب شمس‌الدین خلخالی در سال 1367 که همزمان با بزرگداشت  جهانی حافظ بود ،چاپ عکسی ساده و ارزان و ارزنده‌ای از این نسخه نفیس بی همتا عرصه کرد. و همین خدمت بزرگ فرهنگی نگارنده این سطور را بر آن داشت که چاپ یعنی تصحیح حتی‌المقدور دقیقی از این نسخه به دست دهد. مخصوصا که دکتر نیساری در کتاب مقدمه‌ای بر تدوین غزل‌‌های حافظ (تهران، 1367) می‌نویسد: «تصحیح قزوینی (با همه امتیازات و محسنات) معرف تمام عیار نسخه مورخ 827 (= خلخالی) نیست و در حکم یک چاپ مستند تک نسخه‌ای تلقی نمی‌شود.» (همان اثر، 141)

باری نسخه چاپ عکسی متن خلخلالی بسیار روشن و خواناست و خواننده و پژوهنده را از داشتن اصل یا مراجعه به آن بی‌نیاز می گرداند. اما دو نسخه یکی خطی که عکسش در کتابخانه ملی ایران محفوظ است به تاریخ کتابت 843 ق معروف به نسخه بادلیان (چون در آن کتابخانه محفوظ است) و یکی نسخه چاپ عکسی، متعلق به کتابخانه دانشگاه پنجاب (تاریخ کتابت 894 ق) را نیز همراه نسخه خلخالی کردم بی‌آنکه تفاوت ضبط ها را با ضبط های خلخالی درهم بیامیزم یا مزج کنم).

استاد سعید نفیسی می نویسد:کتابفروشی مرحوم خلخالی در ناصرخسرو تهران نزدیک شمس العماره بنام کتابفروشی خلخالی مرجع من و کسانی مثل من بود که دنبال کتب و مطبوعات تازه می گشتند.مرد کارامدی بود و بدرستکاری و لیاقت معروف بود.از جوانی با مرحوم قزوینی ،جمالزاده ،تقی زاده و پورداوود دوستی نزدیک داشت .کتابهای گرانبهای خود را با کمال گشاده دستی بما امانت می داد.او مردی با جثه درشت بود که بدلیل ضعف و التهاب چشمانش بزحمت می توانست بخواند و بنویسد ولی مرد پرکاری بودو با همان چشمان ضعیف کارهای مهمی از پیش برده است.او خلخالی را از آزادیخواهان  ایران می داند و معتقد است خدمات شایانی به ادبیات ایران کرده است. وفات او در سال 1319 شمسی اتفاق افتاد درحالیکه بجز خانه ای که درآن زندگی می کرد و چند جلد کتاب در کتابخانه خلخالی چیز زیادی برای بازماندگانش نگذاشت ولی اثری زوال ناپذیر در ادبیات ما باقی گذاشته است که فراموش نخواهد شد. روحش قرین رحمت باد.

 

 منابع: اثرآفرینان (جلد اول-ششم) و   مقاله نگارش مرحوم سید محمود خلخالی درروزنامه اطلاعات سال 1356 .

 

 

لینک
چهارشنبه ۱۳ خرداد ،۱۳۸۸ - میرهادی خلخالی زاویه

   مادربزرگ وبلاگ نویسی   

پیرترین وبلاگ‌نویس دنیا درگذشت (نقل از وبلاگ کیوی زاویه)

 اینترنت مادربزرگش را از دست داد.

 ماریا آملیا لوپز، پیرزن وبلاگ‌نویس که طرفداران فراوانی داشت در روز جمعه22 ماه مه درسن 97 سالگی درگذشت.

او در کشور زادگاهش، اسپانیا، به چهره‌ای مشهور بدل شده بود.

کلیک ورود به دنیای اینترنت برای ماریا آملیا لوپز خیلی دیر زده شد. او به مناسبت تولد ۹۵ سالگی‌اش  هدیه‌ای کاملا مدرن و امروزی از نوه‌اش دریافت کرد؛ یک وبلاگ که باعث شد عنوان لقب "پیرترین وبلاگ‌نویس دنیا" را از آن ماریا کند. ماریا اهل شمال غرب اسپانیا بود و از دسامبر سال ۲۰۰۶ نوشتن خاطرات خود را در وبلاگش شروع کرد.

 هنوز مدت زمان زیادی نگذشته بود که نوشته‌های ماریا طرفداران زیادی را از پنج قاره جذب کرد و وبلاگ او به یکی از پر مخاطب‌ترین وبلاگ‌های اسپانیایی زبان تبدیل شد. البته از همان ابتدا نوه، مادربزرگ را دست‌تنها نگذاشته بود. او پس از ضبط صدای ماریا و تایپ تمام گفته‌های او، آنها را به وبلاگ ماریا که "A mis 95 anos" نام داشت، منتقل می‌کرد.

 خاطرات و تجربیات جوانی، جنگ داخلی اسپانیا و همینطور سیاست روز دستمایه‌ی پست‌های وبلاگی مادربزرگ اینترنتی بود. او حتی یک بار گزارشی از سفرش به برزیل را هم در وبلاگش نوشت که عکس‌های آن نشانی برای اثبات سرزندگی او به شمار می‌رفتند. 

 خوانندگان زیادی در کامنت‌های متعددی برای ماریا از وبلاگ‌نویسی او استقبال کردند و تا به امروز بیشتر از یک و نیم میلیون نفر از وبلاگش بازدید کرده‌اند. در این میان وبلاگ ماریا نیز برنده‌ی جوایز متعددی از جمله، جایزه‌ی مسابقات وبلاگ‌نویسی دویچه‌ وله (The BOBs) در سال ۲۰۰۷ شد. او یک بار گفته بود، اینترنت دنیای جدیدی پیش روی او گشوده و ۲۰ سال او را جوان‌تر کرده است. ماریا همچنین به پیرمردان و پیرزنان توصیه می‌کرد که ترسی از تکنولوژی به خود راه ندهند.

 

لینک
شنبه ٢ خرداد ،۱۳۸۸ - میرهادی خلخالی زاویه