شعر تازه   

شعر جدیدی از برادر بزرگوارم متخلص به حباب برایتان ارمغان دارم ،امیدوارم مقبول طبع صاحب نظر عزیزان قرار گیرد:

         ترک گناه

   وای بر آن همزه و لمزه

ایشلری زشت و سوزلری بیمزه

مفته ییه هرزه دولانا گزه                                   

عیب توتا هر گلنه بیهده

یحسب انّ ماله اخلده

 

قالّاق ایده هر گیچنه کوچه ده

اوتانمیا اوز عملیندن گیده

هرگون ایشی میکده ده عربده                                    

صرف ایلیه عمرینی بی فایده

یحسب انّ ماله اخلده

  

دادلی گلوب یاقلی سوموک آغزنا

که مرده ریکدن یتیشوبدور اونا

کرکس اولان لاشیه ایستر قونا

آج ایتلرون قالار گوزی جیفه ده

  یحسب انّ ماله اخلده

 

 اولدی بری قالدی کلان مرده ریک

اونی تصاحب ایلدی بی شریک

مفته یدی اولدی قارین مثل خیک

کوک دونقوز آرتیرماز مگر مفسده

یحسب انّ ماله اخلده

 

غافل ایدوبدور اونی مال آی بالا

قویوب آداملیق جرگه سیندن دالا

خشلمز اما قویاجاقدور قالا

کیم آپاروب ثروتینی مرقده

یحسب انّ ماله اخلده

 

آخر اولومدور بو جهان ترک اولور

یازدا آچان غونچا پایزدا سولور

ایّوب اولا کاسۀ صبری دولار

خضر دا اولسا گرک آخر گده

یحسب انّ ماله اخلده

       

آلّاه الی وار قلم غیبی وار

هر کسه نون دنیادا بیر عیبی وار

هر شبابون قالسا دیری شیبی وار

حسابچون یولّاناجاق مخلده

یحسب انّ ماله اخلده

 

 اولمک همان پالتارووی سویالّار

یوماقچون تخته اوسته قویالّار

عملون ایله قبروه قویالّار

دای سنه یوخ واریوخوندان فایده

یحسب انّ ماله اخلده

 

 یوم گوزوی قبروی سال یادوه

شر کیتابین چاپ ایلمه آدوه

آنجاق عملدور یتیشن دادوه

نعشوی گر تاپشرالار مشهده

یحسب انّ ماله اخلده

  

آلّاها باخ ترک ایله هر پیس ایشی

نا کشیلیک بسدور آدوندور کیشی

فوته گیدوبدور عمورون آتمیشی

آتما چوله بو قالانین آی دده

یحسب انّ ماله اخلده

 

بودنیانون یوخ بیریندن حیاسی

یتیم دور یوخ آتاسی آناسی

بیر گوزده دوربیگانه آشناسی

قانماز رسوم و قانون و قاعده

یحسب انّ ماله اخلده

 

 

 

 

لینک
چهارشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸۸ - میرهادی خلخالی زاویه

   نقل قول از وبلاگ دوستان   

سلام. نکته ای که در یادداشت قبلی فراموش کرده ام ذکر کنم اینکه آوردن اسامی معلمین بزرگوارم در دوران مدرسه به تأسی از اقدام جالب آقای م.شیرعلیپور در وبلاگ خلخال صورت گرفت که همینجا از ایشان برای این ابتکار زیبا تشکر می کنم.

درضمن ایشان تصویر کتابی را منتشر کرده اند که گویا در نمایشگاه کتاب امسال توسط انتشارات باران در تبریز چاپ وتوزیع شده است به نام قاعده زبان ترکی تالیف عبدالعلی خلخالی درسنه ١٢٨٩ هجری قمری که به درخواست مظفرالدین میرزا ولیعهد نگاشته شده است.توضیحات بیشتر را در وبلاگ وزین ایشان بخوانید.

لینک
چهارشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸۸ - میرهادی خلخالی زاویه

   سالهای مدرسه   

سلام

دوست عزیزی خواسته بود در مورد سالهای تحصیل خودم درآن سالهای دور بنویسم واینک می نویسمِِ. وقتی پس از مدتها در باره آن سالهای سخت و درعین حال شیرین سخن گفتم حتی برای فرزندانم هم عجیب بود .

من فرزند کشاورز سلیم النفس امافقیری بودم که گرچه پنج فرزند پسر داشت و این نعمت بزرگی بود در آن سالها که هرکس نان بازوانش را می خورد ولی تحصیل در آن روزها در خانواده های فقیر امر رایجی نبود و حداکثر به دروس مکتبخانه خلاصه می شد.بنابر این مدرسه را خیلی دیر شروع کردم فکرمی کنم حدود سالهای ١٣٢۶یا٢٧ بود و من تقریبا ١۵ سالم بود.یعنی یکدفعه به کلاس چهارم مدرسه ناصری رفتم وتا کلاس نهم را در انجا خواندم.دوسال اول را بعنوان مستمع آزاد درکلاسها شرکت می کردم چون سنم زیاد بود ولی از کلاس ششم موافقت کردند که بطور رسمی در این مدرسه درس بخوانم.کلاس هشتم بودم که بخاطر سنم مشمول نظام وظیفه شدم وباید مدرسه را ترک می کردم.اقای سهراب پور رئیس  مدرسه نامه ای به جناب دکتر اقبال استاندار وقت آذربایجان شرقی که بعدها وزیر نفت شد نوشتند :که این دانش آموزی با استعداد و فقیر است و حیف است که از تحصیل بازبماند و در خلخال نیز امکان تحصیل و امتحان بصورت متفرقه نیست وبنابراین موافقت شد که در مدرسه بمانم و ادامه تحصیل دهم. درسال٣٢-٣٣ به تهران آمدم که برادر بزرگترم سید یعسوب پیش ازمن آمده بود و تحصیل می کرد و حامی هردوی ما در تهران آقای سید حسن الله موسوی بود که پسرعمه ما بود وصاحب کتابفروشی در خیابان شاپور که شعبه ای هم بنام کتابفروشی خلخالی در کنار مدرسه ناصری احداث کرد و فکر می کنم اولین کتابفروشی شهرمان بود.برادر بزرگترم دیپلم گرفت و درتهران معلم شد وبه این ترتیب با ذرآمد اوهردو توانستیم تحصیلمان را ادامه دهیم.سال دهم،یازدهم و دوازدهم را در دبیرستان رازی که متعلق به فرانسویها بود خواندم.یادم می آید که شهریه مدرسه درآن زمان سیصد تومان بود که با وساطت آقای موسوی: که ایشان جوان مستعد و فقیری است بخشیده شد.سال ١٣٣۶ وارد دانشگاه تهران در رشته شیمی شدم و در سال ١٣٣٨یکسال پس از فارغ التحصیلی برادرم در رشته زمین شناسی ، فاغ التحصیل شدم و از مهر همان سال در آموزش و پرورش تهران مشغول حرفه دبیری شدم وتا سال ١٣٧۶ یعنی ٣۶ سال در این کار پای ورزیدم.درتمام سالهای تحصیل در دبیرستان و دانشگاه تابستانها به روستای زاویه سادات می رفتم و در برداشت محصول و کار کشاورزی غرق می شدم و اول مهر با چهره آفتاب سوخته دوباره برمی گشتم و درس خواندن را ادامه می دادم.

درمدرسه ناصری معلمین شریف و دلسوزی داشتیم که اگر درگذشته اند خدایشان بیامرزد و اگر زنده اند خدا سلامتشان بدارد.تا جائی که حافظه ام یاری می کند سعی می کنم اسامیشان را بنویسم:

آقای سید جلال مدنی،آقای لطفعلی بنان (ادبیات و ریاضی) ،آقای خیرالله خان روائی ( قرآن) و آقای هوشنگ روائی (ریاضی)،آقای فریبرز روائی(طبیعی)،آقای اخلاقی (ادبیات) ،آقای نادری (شیمی)،آقای ساسان پورکافی(تاریخ جغرافی)آقای معتدی(طبیعی)،آقای سید نصیر خلخالی دائی بنده که فارغ التحصیل مدرسه آلیانس بود(تاریخ جغرافی)،ناظم آقای خیرالله خان روائی و رئیس آقای هادی سهراب پور که زبان ریاضی و هر درسی را که معلم نداشت درس می داد .ایشان فارغ التحصیل مدرسه تربیت معلم تبریز و شاگرد اول آن مدرسه و مرد فاضل و دلسوزی بود.

از همکلاسیهایم در آن مدرسه کسانی که بیاد دارم یکی مرحوم سید محمود خلخالی پسر دائیم بود که بعدها فوق لیسانس جامعه شناسی گرفت و معلم شد،سید جواد الیاسی اهل گیوی بود که بعدها دکترای زمین شناسی و کرسی استادی گرفت،اورنگ روائی که قاضی و فکر می کنم فرماندار شد،آقای مبشر کفائی که معلم شد،آقای قدرت آزادی،آقای حسین آقائی،آقای ایرج بهبودی،آقای اردشیر نصیری ،آقای قوامی که داماد خانواده الیاسی شدو آقای ملجائی.

شاید روزی در مورد نحوه تحصیل برادر بزرگم سید یعسوب خلخالی بنویسم که خود داستانی شنیدنی و بسیار نادر است.

لینک
چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ،۱۳۸۸ - میرهادی خلخالی زاویه

   ببار ای ابر رحمت   

سلام.

این شعر زیبا را سیدیعسوب خلخالی متخلص به حباب در وصف بارشهای پربار بهاری (البته در تهران و کرج ونه در خلخال که ظاهرا از این رحمت الهی امسال هم تا حددی محروم است)سروده است که روح را با نوازش مهرآگینش می نوازد:

 

یاز بولودی

 

لاله دور لعل بدخشان و شقایق یاقوت

یارادوب دامنه لرده نه جلال و جبروت

 

 

گورنجه شانه ویروب زلف چمنزاره نسیم

که قالوب حسننه مشاطۀ دوران مبهوت

 

 

یاز بولودی بو ایل ایتمیش چمنی مینووار

قوروموشدی بورا  بیلدیر اینیشیل چون برهوت

 

 

بو مهارتله که نیسان بزیوبدور چمنی

سحرینه خیره قالار هر یانا باخسا هاروت

 

 

آبشارون سسی بیریاندا تومارّار قولاغی

بیر طرفده دوداغا برکه ویروب مهر سکوت

 

 

بلبلون صوتی ایله مست ایلیوب ناطوری

داغدا چوپانی ایله مست ایلمز هیچ فلوت

 

 

نه گوزللیکدی بو حیران ایلیوب هرگورنی

دوشه یوبدور دیه سن دامن و دشته ماهوت

 

 

دانُِِۀ درّ توکر توپراقون اوسته دریا

سودی ایجاد ایلین حیّ  زاجرام یموت

 

 

آلّاهون حلمینه باخ قطره نی ایلر دریا

نجه کی قدرتی لاهوتی ایدوبدور ناسوت

 

 

اونادور قیده جگی هر نه که وار خلقتده

اودی حیّ ازلی مالک ملک و ملکوت

 

 

کبریا لایق آنست که ذات ابدیست

جرم فانی چه کند کبر و منی بادوبروت

 

کبریائی اولور او ذات معلّایه روا

جرم خاکی نه ایدور کبر و منی بادوبروت   

 

 

 

لینک
جمعه ۱۸ اردیبهشت ،۱۳۸۸ - میرهادی خلخالی زاویه

   شاید بشناسید   

سلام.

یکی از همشهریان به وبلاگ جناب پرفسور مسعود خلخالی دسترسی پیدا کرده و آدرس آن را برایمان فرستاده.ظاهرا ایشان دردانشگاه اونتاریوی غربی دارای کرسی استادی هستند و تعداد زیادی دانشجوی دکترای ریاضی در حال گذراندن پایان نامه با ایشان می باشند که تعدادی از آنها هم ایرانی هستند.تصویر زیر ایشان را در حال ارائه یک سمینار نشان می دهد.شاید این تصویر کمک کند تا افرادی که ایشان را می شناسند به ما در معرفی بیشتر این استاد برجسته ایرانی کمک کنند.

View Full Size Image

 

لینک
پنجشنبه ۱٧ اردیبهشت ،۱۳۸۸ - میرهادی خلخالی زاویه

   یازگلیر   

سلام .ضمن تشکر از جوانان نیک سیرت شهرم برای تبریک روز معلم به این معلم پیر ،آرزو می کنم همگی در ادای حق معلمینمان بکوشیم.بزودی شرحی از ایام تحصیل در مدارس خلخال و یادی از معلمین خودم درآن روزگار خواهم نوشت.

حالا که بهار صورت زیبایش را به مانشان داده   شعری از برادر بزرگترم متخلص به حباب در وصف این فصل جادوئی به شما تقدیم می کنم.امیدوارم مقبول طبع زیباپسند عزیزان باشد:

 

                          

                 یازگلیر

 


 گل لر گنه آچیلدی جهان لاله زار دور

بلبل قونوب گل اوستونه گویا بهار دور

 

صحن چمن دولوبدی گل ارغوان ایله

یاقوتی زمرده یتیرن کردگار دور

 

 

یوزمین یاشول ورق بورونوب هیکل چنار

هر بیر ورق معاینه دست نگار دور

 

 

یر دوغجاقین بولود هوادان درّ نثار ایدر

هانسی ولد بودائیه امّیدوار دور

 

 

قارگیتممیش یرینده چخار تز قوزی گلی

ولله طبیعتون بو ایشی شاهکار دور

 

مجنون کیمی ایدوبدی پریشان عزارنه

مجنون آدیندا بید توکون بی قرار دور

 

هرچشمه نون کناری اولوب بزم دوستان

محبوب وعده گاهی لب جویبار دور

 

 

گل یاپراقی اوقدر توکولموش یر اوستونه

حتی اولنلرونده ایوی گل عذار دور

 

الّا حباب هامّی آلوب بهره عمردن

اما فراق یاردن او اشگبار دور

 

لینک
چهارشنبه ۱٦ اردیبهشت ،۱۳۸۸ - میرهادی خلخالی زاویه

   رضا سیدحسینی   

رضا سیدحسینی مترجم باسابقه کشورمان درگذشت

رضا سیدحسینی مترجم پیشکسوت در سال ۸۱ عنوان چهره ماندگار را به خود اختصاص داد. همچنین نشان شوالیه از پالم آکادمیک فرانسه در سال ۲۰۰۰ نیز از جوایز جهانی این مترجم در حوزه ادبیات است.ایشان در شهر اردبیل متولد شد و تحصیلاتش را درفرانسه و امریکا پی گرفت وکتب نویسندگان مشهور فرانسوی به همت او به فارسی ترجمه گردید.او به سه زبان ترکی استانبولی ،اسپانیولی و فرانسه تسلط داشت و کتاب مکتبهای ادبی ایشان از دهه چهل تا کنون در دانشگاههای کشور تدریس می گردد.روحش قرین رحمت باد.

لینک
دوشنبه ۱٤ اردیبهشت ،۱۳۸۸ - میرهادی خلخالی زاویه

   این روز و همه روز مبارک   

امروز روز معلم است و دیروز روز کارگر.این هردو مقدسند و قابل ستایش.که یکی دنیا رامی سازد و آباد می کند و دیگری روح و روان اهل دنیا را.

با تلاش این هردو ،دنیایمان زیباتر و آبادتر و اهل دنیایمان مردمانی شریف و فهیم و آگاه خواهند بود وچنین دنیائی به بهشت خواهد ماند.من که خود سالها معلم و تعلیم دهنده جوانان این سرزمین بوده ام اگر بارها متولد شدم و زندگی کنم همچنان شغل معلمی را که پیشه انبیاء است انتخاب خواهم کرد و دلم خوش است که درکوچه و خیابان هرچند وقت جوان برومندی را می بینم در کسوت یک پزشک یا یک قاضی و یا مهندس و معلم که می گوید روزگاری معلمش بوده ام و من به داشتن چنین فرزندانی (که براستی احساس میکنم درجایگاه پدر ایشان بوده ام) مفتخر می شوم و به خود می بالم و به آنها متذکر می شوم که آرزو دارم درسهائی را که در باره شرافت و کرامت انسانی به آنها داده ام فراموش نکنندکه ایندو بزرگترین درسهائی هستند که از معلمین خود آموخته ام و سعی کرده ام به اخلاف خود بیاموزم.

لینک
شنبه ۱٢ اردیبهشت ،۱۳۸۸ - میرهادی خلخالی زاویه

   خوش بهاری است   

سلام

دلم برای همه دوستان تنگ شده بود.گرچه دراین مدت به وبلاگ دوستان سر می زدم.باورتان می شودرمز ورود و شناسه را فراموش کرده بودم و نمی توانستم بنویسم البته حوصله اش راهم نداشتم که بطور جدی برای یافتنش تلاش کنم.بگذریم .خوش بهاری است بهاری همه سبز.باران بر خلاف خست زمستان بی دریغ می بارد البته مثل اینکه در خلخال زیاد خبری نیست گرچه امشب تلفنی خبردارشدم که بارش درآنجا هم شروع شده است.امید رویش جوانه های امید و رحمت برای همه وطن دارم.نمی دانم درشهرمان چه خبراست ولی تهران را تب انتخابات کم کم فرا می گیرد .امیدوارم در روز رای گیری کسی رای خود را دریغ نکند و آگاهانه انتخاب کند.سری به وبلاگهای خلخالیهای هشتجینی زدم و خوشحال شدم از کثرت آنها و بعضیی واقعا دلچسب و زیبا بودند .روستای کوچک همسایه، بلیل هم صاحب وبلاگ شده و من از این بابت خوشحالم. خبری در باره پرفسور مسعود خلخالی استاد ودکترای ریاضی مقیم خارج شنیدم و این که برای شرکت در سمیناری در ایران هستند.ایشان مقالات معتبر زیادی در نشریات علمی به چاپ رسانده اند.نمیدانم کسی از همشهریان خبری از ایشان دارد و اینکه متولد کجا هستند و اینکه آیا ارتباطی با شهرمان دارند یا نه ؟

اگر حافظه ام باز هم کار دستم ندهد بزودی باز هم خواهم نوشت.

لینک
پنجشنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳۸۸ - میرهادی خلخالی زاویه