سید عبدالرحیم خلخالی از مشاهیر خلخال   

 مرحوم سید عبدالرحیم خلخالی در اواخر قرن دوازدهم هجری قمری در 1290 هجری قمری در زاویه سادات خلخال بدنیا آمد.تحصیلات مقدماتی را در زادگاه خود بپایان رساند و برای ادامه تحصیل عازم رشت شد و سالیان دراز در رشت به تحصیل زبان و ادبیات فارسى و عربى و فقه و اصول و فلسفه مشغول بود.

 

سپس براى تکمیل تحصیلات به تهران آمد و تا ابتداى مشروطیت به طور نامنظم به مطالعه و تحصیل اشتغال داشت. درمدرسه فرانسوی زبان « آلیانس » به فراگرفتن مقدمات زبان فرانسه پرداخت. در تهران در اثر رفت و آمد در محافل مختلف با گروه‏هاى سیاسى آشنا شد و براى استقرار مشروطیت به تلاش و تکاپو افتاد.او سردبیر روزنامه کاوه آهنگرو صوراسرافیل و صاحب امتیاز روزنامه مساوات بود. پس از صدور فرمان مشروطیت به همراهى سید محمدرضا مساوات روزنامه‏ى معروف و تندرو مساوات را دائر کردند که لبه تیز حملات این روزنامه متوجه محمدعلى شاه بود و یک بار نیز کار آنها به عدلیه کشید . وی همچنین روزنامه علمی ادبی اخلاقی پروین را از سال 1332 قمری به مدیر مسئولی خود در کتابخانه اش چاپ می کرد. پس از به توپ بستن مجلس و اعلام حکومت نظامى و دستگیرى عده‏اى از مخالفین حکومت، سید عبدالرحیم خلخالى به اتفاق سید محمدرضا مساوات مخفیانه از تهران خارج شدند.خانه اش را به توپ بستند و همسر و فرزندانش در این حادثه کشته شدند. مساوات در تبریز به فعالیت خود علیه استبداد ادامه داد ولى خلخالى به قفقاز مسافرت کرد و در آنجا دست به فعالیت زد و مدتى نیز نزد حاج میرزا عبدالرحیم طالبوف بود و از آنجا به عشق‏آباد رفت. در 1327 ه.ق به رشت آمد و فعالیت خود را مجدداً آغاز نمود و در رشت مدرسه و انجمن ادبی تشکیل داد و کسانی چون استاد پور داوود و برادرش سلیمان خان ازشاگردان وی بودند. در رشت  با معزالسلطان و یپرم و سپهدار که از سران فعالیت در گیلان بودند آشنا شد.

عضو کمیته انقلاب ملی مشروطه بود که این کمیته تا انهدام مشروطه و انحلال مجلس اول به کار و فعالیت خود ادامه داد. اعضای این کمیته نه نفر بودند که عبارت بودند از: ملک المتکلمین، سیدجمال الدین واعظ، میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل، سیدمحمدرضا مساوات، حکیم الملک، تقی زاده، سید عبدالرحیم خلخالی و سید جلیل اردبیلی.
اعضای کمیتة ملی طی برگزاری جلساتی در میان سران خود، دستورات و تصمیمات اجرائی کمیته را ابلاغ می کردند و از این طریق بر شدت مخالفت ها و مبارزات مردم بر علیه استبداد می افزودند.


 پس از سقوط محمدعلى شاه و فتح تهران وارد مرکز شد و به هر کدام از مخالفین محمدعلى شاه کارى داده شد از جمله خلخالى در وزارت دارائى استخدام گردید و ریاست دیوان محاسبات را به او سپردند .سپس به ریاست مالیه غار و فشاپویه منصوب شد. در جنگ بین‏الملل اول در زمره رجال و معاریف و آزادى‏طلبان به کرمانشاه رفت و مدتى نیز در اسلامبول و کرکوک اقامت گزید تا به تهران بازگشته به شغل خود در وزارت مالیه اشتغال ورزید. در سال 1306 شمسی داور او را به عدلیه انتقال داد و مدتى مستشار دیوان عالى جزاى عمال دولت بود. وقتى داور به وزارت مالیه رفت، او نیز همراه او به وزارتخانه‏ى مزبور بازگشت و ریاست اداره‏ى بازرسى کل را به او سپردند. سید عبدالرحیم خلخالی در رشته های باستان شناسی،نمایشنامه نویسی و و حقوق استاد بود و مرحوم دکتر معین در جلد پنجم فرهنگ فارسی وی را نویسنده ،دانشمند و مشروطه طلب و آزادیخواه می خواند.خلخالى از ادباء و علاقمندان به ادبیات فارسى بود" به یک دیگر محبت کنید " و " حرص باعث هلاک است "، نخستین آثاری است که از " تولستوی " توسط خلخالی  به فارسی ترجمه شده است. چاپ معتبری از کتاب سیاست نامه خواجه نظام الملک نیز منتشر کرد. وی با مرحوم مینوی در چاپ چندین کتاب همکاری داشت.همچنین ایشان مردان نیکوکار را وا میداشت تا هزینه جاپ کتب ارزشمند را تامین نمایند و هزینه چاپ برخی از کتبی که مرحوم اقبال آشتیانی چاپ کرده از این راه فراهم شده است ازجمله کتاب فرهنگ اسدی .

از کتب دیگر ایشان می توان از  لبنان در آتش جنگ، نشرمرکز پخش سعید، درسال 1397 هـ. ق در 116 صفحه ونمایشنامه داستان خونین یا سرگذشت برمکیان راکه مضمون تاریخی و عشقی دارد درسال 1304در  69صفحه ،حافظ نامه در شرح حال حافظ ،تصحیح نوروزنامه خیام، دیوان خاقانی و تصحیخ ادب الوجیز ابن مقفع ،ترجمه شارل و عبدالرحمن نوشته جرجی زیدان ،دختر هارون الرشید و ابومسلم خراسانی نام برد.

 

حافظ نسخه خلخالی

 

خلخالی به حافظ ارادت خاصى داشت. یکى ازمهمترین اقدامات او اولین چاپ انتقادی دیوان حافظ بود که از روی  قدیمیترین  دیوان حافظ که گویا سى و پنج سال بعد از وفات حافظ کتابت شده بودو در اختیار آن مرحوم بود پس از تصحیح منتشر کرد و تا چندین سال دیوان حافظ چاپ خلخالی از معتبرترین چاپهای این کتاب بود.

این نسخه خطی که به نام دارنده ی آن ، شادروان سید عبدالرحیم خلخالی معروف است ، در قطع 11 × 19 سانتیمتر ، به خط نستعلیق نوشته شده  و حاوی 496 غزل 2 مثنوی ( ساقی نامه ، آهوی وحشی ) و 29 قطعه و 42 رباعی است و فاقد قصاید و مقدمه ی محمد گلندام ( گرد آورنده دیوان حافظ ) می باشد . از ویژگیهای آن داشتن تاریخ کتابت هم به عدد ( 827 ) و هم به حروف ( تمّ الدیوان فی اوایل شهر جمادی الاولی سنة سبع و عشرین و ثمانیة الهجریة ) است که با توجه به یکسان بودن خط و قلم کتابت متن و تاریخ و ملاحظه ی همه قرائن نسخه شناسی اصالت آن محرز است و تا سال 1349 شمسی که فیلم نسخه ی معروف به «ایاصوفیه» مکتوب به سال 813 ه.ق  ، در اختیار کتابخانه ی دانشگاه تهران قرار گرفت ، قدیم ترین نسخه ی تاریخ دار دیوان حافظ به شمار می رفت . این نسخه ی اصیل و نفیس بعداً به فرزند او «شمس الدین خلخالی» به ارث رسید.

شادروان سید عبدالرحیم خلخالی در سال 1306 شمسی همت به چاپ دیوان حافظ بر اساس نسخه ی ملکی خود نمود که به خاطر وجود اغلاط چاپی و اختلافاتی که با اصل نسخه داشت ، مورد پسند خود اونیز قرار نگرفت . در سال 1369 مجدداً فرزند برومندش ( شمس الدین خلخالی ) آن نسخه را به صورت عکسی با کیفیت خوب و روشن چاپ و منتشر ساخت .

متن زیر مقدمه بهاءالدین خرمشاهی بر این کتاب است:
(صدها تصحیح و طبع از دیوان حافظ در طی دویست سالی که از چاپ اول آن می‌گذرد، انتشار یافته است؛ و نزدیک به یکصد نسخه خطی با قدمت قابل ملاحظه (تا قرن دهم هجری) از آن در کتابخانه‌ها و مجموعه‌های شخصی محفوظ است. در این میان نسخه خلخالی، یعنی نسخه‌ای که به نام نخستین صاحب صاحبنظر آن، شادروان عبدالرحیم خلخالی به همت خود ایشان به چاپ رسیده و اصل نسخه اکنون نزد فرزند فرزانه ایشان آقای شمس‌الدین خلخالی به یادگار محفوظ مانده است، به گفته بسیاری از صاحبنظران نسخه‌ای است که از نظر داشتن مزایای بسیار، منحصر به فرد است و در میان یکصد نسخه خطی که حدس می‌زنیم محفوظ مانده باشد. هیچ کدام از نظر مجموعه دقت، قدمت و صحت به پای آن نمی‌رسد.این یک برآورد عادی نیست قولی است که این بنده به گوش خود از حافظ شناسان نامدار زمانه استادان دکتر سلیم نیساری، دکتر محمدرضا جلالی نایینی و هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سایه) شنیده‌ام.

این نسخه به طور مستقل سه بار چاپ شده است:

1) به همت خود روانشاد عبدالرحیم خلخالی که مقدمه مسبوطی هم بر ‌آن نوشته و بعضی از همانندی‌های شعر حافظ را با شعر شاعران متقدم یا معاصرش نشان داده است.

شادروان علامه محمد قزوینی قبل از ژرفکاوی کافی و کامل، نقد و تقریظی سراپا تایید و تحسین بر آن نوشت. اما بعد‌ها که عزم و آهنگ تصحیح دیوان حافظ کرد و مرحوم خلخالی کریمانه به مدت یک سال، این نسخه بی همتا را در اختیار ایشان و همکارشان روانشاد دکتر قاسم غنی قرار داد و فرصت یافتند که نسخه تصحیح شده چاپی خالخالی (1306) را با متن اصلی مقابل کنند، به بی دقتی‌ها و نابسامانی‌های بسیار برخورد کردند که شمه‌ای از آن را در مقدمه بلند خود بر دیوان حافظ مصحح  خود آورده‌اند.

اما اعتبار نسخه چندان بالا بود که آ‌ن را به عنوان نسخه اساس گرفتند و از 17 نسخه خطی و چاپی برای رفع سهوها و لغزش‌های آن استفاده بردند. و چنین قولی در مقدمه دادند که از این نسخه اساس جز به هنگام برخورد با اغلاط فاحش یاترجیح جانبی بر جانبی عدول نخواهند کرد؛ اما فوق کل ذی علم علیم.

 بعدها ،شاید 50 سال بعد از چاپ و نشر نسخه مصحح قزوینی غنی ،استاد دکتر سلیم نیساری که ید بیضایی در نسخه شناسی و واژگان پژوهی دیوان حافظ دارند ،ده‌ها عدول از این اصل و قول و قرار قزوینی در تصحیح قزوینی غنی یافتند و همه را یک به یک متذکر شدند که نمونه والایش همان «دیوسلیمان نشود» ضبط نسخه صریح نسخه خلخالی است که در نسخه قزوینی غنی به صورت «دیو مسلمان نشود» درآمده است.

 از سوی دیگر جناب خلخالی با شجاعت علمی و اخلاقی کم نظیری به قصور و مسامحه خود در تصحیح دیوان اقرار کرد و دریغا که پیک اجل مهلتش نداد تا به آرزویش در تصحیح مجدد رفع اغلاط چاپی و علمی و سهوالقلم‌ها جامه عمل بپوشاند.

مرحوم قزوینی در مقدمه خود این عبارت را آورده است که «حق این نسخه نفیس کما ینبغی ادا نشده است». البته خود علامه قزوینی بر اساس تصحیح و طبع قرار دادن آن بخش عظیمی از حق آن را ادا کرد.

سپس از حسن اتفاق جناب شمس‌الدین خلخالی در سال 1367 که همزمان با بزرگداشت  جهانی حافظ بود ،چاپ عکسی ساده و ارزان و ارزنده‌ای از این نسخه نفیس بی همتا عرصه کرد. و همین خدمت بزرگ فرهنگی نگارنده این سطور را بر آن داشت که چاپ یعنی تصحیح حتی‌المقدور دقیقی از این نسخه به دست دهد. مخصوصا که دکتر نیساری در کتاب مقدمه‌ای بر تدوین غزل‌‌های حافظ (تهران، 1367) می‌نویسد: «تصحیح قزوینی (با همه امتیازات و محسنات) معرف تمام عیار نسخه مورخ 827 (= خلخالی) نیست و در حکم یک چاپ مستند تک نسخه‌ای تلقی نمی‌شود.» (همان اثر، 141)

باری نسخه چاپ عکسی متن خلخلالی بسیار روشن و خواناست و خواننده و پژوهنده را از داشتن اصل یا مراجعه به آن بی‌نیاز می گرداند. اما دو نسخه یکی خطی که عکسش در کتابخانه ملی ایران محفوظ است به تاریخ کتابت 843 ق معروف به نسخه بادلیان (چون در آن کتابخانه محفوظ است) و یکی نسخه چاپ عکسی، متعلق به کتابخانه دانشگاه پنجاب (تاریخ کتابت 894 ق) را نیز همراه نسخه خلخالی کردم بی‌آنکه تفاوت ضبط ها را با ضبط های خلخالی درهم بیامیزم یا مزج کنم).

استاد سعید نفیسی می نویسد:کتابفروشی مرحوم خلخالی در ناصرخسرو تهران نزدیک شمس العماره بنام کتابفروشی خلخالی مرجع من و کسانی مثل من بود که دنبال کتب و مطبوعات تازه می گشتند.مرد کارامدی بود و بدرستکاری و لیاقت معروف بود.از جوانی با مرحوم قزوینی ،جمالزاده ،تقی زاده و پورداوود دوستی نزدیک داشت .کتابهای گرانبهای خود را با کمال گشاده دستی بما امانت می داد.او مردی با جثه درشت بود که بدلیل ضعف و التهاب چشمانش بزحمت می توانست بخواند و بنویسد ولی مرد پرکاری بودو با همان چشمان ضعیف کارهای مهمی از پیش برده است.او خلخالی را از آزادیخواهان  ایران می داند و معتقد است خدمات شایانی به ادبیات ایران کرده است. وفات او در سال 1319 شمسی اتفاق افتاد درحالیکه بجز خانه ای که درآن زندگی می کرد و چند جلد کتاب در کتابخانه خلخالی چیز زیادی برای بازماندگانش نگذاشت ولی اثری زوال ناپذیر در ادبیات ما باقی گذاشته است که فراموش نخواهد شد. روحش قرین رحمت باد.

 

 منابع: اثرآفرینان (جلد اول-ششم) و   مقاله نگارش مرحوم سید محمود خلخالی درروزنامه اطلاعات سال 1356 .

 

 

لینک
چهارشنبه ۱۳ خرداد ،۱۳۸۸ - میرهادی خلخالی زاویه

   مادربزرگ وبلاگ نویسی   

پیرترین وبلاگ‌نویس دنیا درگذشت (نقل از وبلاگ کیوی زاویه)

 اینترنت مادربزرگش را از دست داد.

 ماریا آملیا لوپز، پیرزن وبلاگ‌نویس که طرفداران فراوانی داشت در روز جمعه22 ماه مه درسن 97 سالگی درگذشت.

او در کشور زادگاهش، اسپانیا، به چهره‌ای مشهور بدل شده بود.

کلیک ورود به دنیای اینترنت برای ماریا آملیا لوپز خیلی دیر زده شد. او به مناسبت تولد ۹۵ سالگی‌اش  هدیه‌ای کاملا مدرن و امروزی از نوه‌اش دریافت کرد؛ یک وبلاگ که باعث شد عنوان لقب "پیرترین وبلاگ‌نویس دنیا" را از آن ماریا کند. ماریا اهل شمال غرب اسپانیا بود و از دسامبر سال ۲۰۰۶ نوشتن خاطرات خود را در وبلاگش شروع کرد.

 هنوز مدت زمان زیادی نگذشته بود که نوشته‌های ماریا طرفداران زیادی را از پنج قاره جذب کرد و وبلاگ او به یکی از پر مخاطب‌ترین وبلاگ‌های اسپانیایی زبان تبدیل شد. البته از همان ابتدا نوه، مادربزرگ را دست‌تنها نگذاشته بود. او پس از ضبط صدای ماریا و تایپ تمام گفته‌های او، آنها را به وبلاگ ماریا که "A mis 95 anos" نام داشت، منتقل می‌کرد.

 خاطرات و تجربیات جوانی، جنگ داخلی اسپانیا و همینطور سیاست روز دستمایه‌ی پست‌های وبلاگی مادربزرگ اینترنتی بود. او حتی یک بار گزارشی از سفرش به برزیل را هم در وبلاگش نوشت که عکس‌های آن نشانی برای اثبات سرزندگی او به شمار می‌رفتند. 

 خوانندگان زیادی در کامنت‌های متعددی برای ماریا از وبلاگ‌نویسی او استقبال کردند و تا به امروز بیشتر از یک و نیم میلیون نفر از وبلاگش بازدید کرده‌اند. در این میان وبلاگ ماریا نیز برنده‌ی جوایز متعددی از جمله، جایزه‌ی مسابقات وبلاگ‌نویسی دویچه‌ وله (The BOBs) در سال ۲۰۰۷ شد. او یک بار گفته بود، اینترنت دنیای جدیدی پیش روی او گشوده و ۲۰ سال او را جوان‌تر کرده است. ماریا همچنین به پیرمردان و پیرزنان توصیه می‌کرد که ترسی از تکنولوژی به خود راه ندهند.

 

لینک
شنبه ٢ خرداد ،۱۳۸۸ - میرهادی خلخالی زاویه

   شعر تازه   

شعر جدیدی از برادر بزرگوارم متخلص به حباب برایتان ارمغان دارم ،امیدوارم مقبول طبع صاحب نظر عزیزان قرار گیرد:

         ترک گناه

   وای بر آن همزه و لمزه

ایشلری زشت و سوزلری بیمزه

مفته ییه هرزه دولانا گزه                                   

عیب توتا هر گلنه بیهده

یحسب انّ ماله اخلده

 

قالّاق ایده هر گیچنه کوچه ده

اوتانمیا اوز عملیندن گیده

هرگون ایشی میکده ده عربده                                    

صرف ایلیه عمرینی بی فایده

یحسب انّ ماله اخلده

  

دادلی گلوب یاقلی سوموک آغزنا

که مرده ریکدن یتیشوبدور اونا

کرکس اولان لاشیه ایستر قونا

آج ایتلرون قالار گوزی جیفه ده

  یحسب انّ ماله اخلده

 

 اولدی بری قالدی کلان مرده ریک

اونی تصاحب ایلدی بی شریک

مفته یدی اولدی قارین مثل خیک

کوک دونقوز آرتیرماز مگر مفسده

یحسب انّ ماله اخلده

 

غافل ایدوبدور اونی مال آی بالا

قویوب آداملیق جرگه سیندن دالا

خشلمز اما قویاجاقدور قالا

کیم آپاروب ثروتینی مرقده

یحسب انّ ماله اخلده

 

آخر اولومدور بو جهان ترک اولور

یازدا آچان غونچا پایزدا سولور

ایّوب اولا کاسۀ صبری دولار

خضر دا اولسا گرک آخر گده

یحسب انّ ماله اخلده

       

آلّاه الی وار قلم غیبی وار

هر کسه نون دنیادا بیر عیبی وار

هر شبابون قالسا دیری شیبی وار

حسابچون یولّاناجاق مخلده

یحسب انّ ماله اخلده

 

 اولمک همان پالتارووی سویالّار

یوماقچون تخته اوسته قویالّار

عملون ایله قبروه قویالّار

دای سنه یوخ واریوخوندان فایده

یحسب انّ ماله اخلده

 

 یوم گوزوی قبروی سال یادوه

شر کیتابین چاپ ایلمه آدوه

آنجاق عملدور یتیشن دادوه

نعشوی گر تاپشرالار مشهده

یحسب انّ ماله اخلده

  

آلّاها باخ ترک ایله هر پیس ایشی

نا کشیلیک بسدور آدوندور کیشی

فوته گیدوبدور عمورون آتمیشی

آتما چوله بو قالانین آی دده

یحسب انّ ماله اخلده

 

بودنیانون یوخ بیریندن حیاسی

یتیم دور یوخ آتاسی آناسی

بیر گوزده دوربیگانه آشناسی

قانماز رسوم و قانون و قاعده

یحسب انّ ماله اخلده

 

 

 

 

لینک
چهارشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸۸ - میرهادی خلخالی زاویه

   نقل قول از وبلاگ دوستان   

سلام. نکته ای که در یادداشت قبلی فراموش کرده ام ذکر کنم اینکه آوردن اسامی معلمین بزرگوارم در دوران مدرسه به تأسی از اقدام جالب آقای م.شیرعلیپور در وبلاگ خلخال صورت گرفت که همینجا از ایشان برای این ابتکار زیبا تشکر می کنم.

درضمن ایشان تصویر کتابی را منتشر کرده اند که گویا در نمایشگاه کتاب امسال توسط انتشارات باران در تبریز چاپ وتوزیع شده است به نام قاعده زبان ترکی تالیف عبدالعلی خلخالی درسنه ١٢٨٩ هجری قمری که به درخواست مظفرالدین میرزا ولیعهد نگاشته شده است.توضیحات بیشتر را در وبلاگ وزین ایشان بخوانید.

لینک
چهارشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸۸ - میرهادی خلخالی زاویه

   سالهای مدرسه   

سلام

دوست عزیزی خواسته بود در مورد سالهای تحصیل خودم درآن سالهای دور بنویسم واینک می نویسمِِ. وقتی پس از مدتها در باره آن سالهای سخت و درعین حال شیرین سخن گفتم حتی برای فرزندانم هم عجیب بود .

من فرزند کشاورز سلیم النفس امافقیری بودم که گرچه پنج فرزند پسر داشت و این نعمت بزرگی بود در آن سالها که هرکس نان بازوانش را می خورد ولی تحصیل در آن روزها در خانواده های فقیر امر رایجی نبود و حداکثر به دروس مکتبخانه خلاصه می شد.بنابر این مدرسه را خیلی دیر شروع کردم فکرمی کنم حدود سالهای ١٣٢۶یا٢٧ بود و من تقریبا ١۵ سالم بود.یعنی یکدفعه به کلاس چهارم مدرسه ناصری رفتم وتا کلاس نهم را در انجا خواندم.دوسال اول را بعنوان مستمع آزاد درکلاسها شرکت می کردم چون سنم زیاد بود ولی از کلاس ششم موافقت کردند که بطور رسمی در این مدرسه درس بخوانم.کلاس هشتم بودم که بخاطر سنم مشمول نظام وظیفه شدم وباید مدرسه را ترک می کردم.اقای سهراب پور رئیس  مدرسه نامه ای به جناب دکتر اقبال استاندار وقت آذربایجان شرقی که بعدها وزیر نفت شد نوشتند :که این دانش آموزی با استعداد و فقیر است و حیف است که از تحصیل بازبماند و در خلخال نیز امکان تحصیل و امتحان بصورت متفرقه نیست وبنابراین موافقت شد که در مدرسه بمانم و ادامه تحصیل دهم. درسال٣٢-٣٣ به تهران آمدم که برادر بزرگترم سید یعسوب پیش ازمن آمده بود و تحصیل می کرد و حامی هردوی ما در تهران آقای سید حسن الله موسوی بود که پسرعمه ما بود وصاحب کتابفروشی در خیابان شاپور که شعبه ای هم بنام کتابفروشی خلخالی در کنار مدرسه ناصری احداث کرد و فکر می کنم اولین کتابفروشی شهرمان بود.برادر بزرگترم دیپلم گرفت و درتهران معلم شد وبه این ترتیب با ذرآمد اوهردو توانستیم تحصیلمان را ادامه دهیم.سال دهم،یازدهم و دوازدهم را در دبیرستان رازی که متعلق به فرانسویها بود خواندم.یادم می آید که شهریه مدرسه درآن زمان سیصد تومان بود که با وساطت آقای موسوی: که ایشان جوان مستعد و فقیری است بخشیده شد.سال ١٣٣۶ وارد دانشگاه تهران در رشته شیمی شدم و در سال ١٣٣٨یکسال پس از فارغ التحصیلی برادرم در رشته زمین شناسی ، فاغ التحصیل شدم و از مهر همان سال در آموزش و پرورش تهران مشغول حرفه دبیری شدم وتا سال ١٣٧۶ یعنی ٣۶ سال در این کار پای ورزیدم.درتمام سالهای تحصیل در دبیرستان و دانشگاه تابستانها به روستای زاویه سادات می رفتم و در برداشت محصول و کار کشاورزی غرق می شدم و اول مهر با چهره آفتاب سوخته دوباره برمی گشتم و درس خواندن را ادامه می دادم.

درمدرسه ناصری معلمین شریف و دلسوزی داشتیم که اگر درگذشته اند خدایشان بیامرزد و اگر زنده اند خدا سلامتشان بدارد.تا جائی که حافظه ام یاری می کند سعی می کنم اسامیشان را بنویسم:

آقای سید جلال مدنی،آقای لطفعلی بنان (ادبیات و ریاضی) ،آقای خیرالله خان روائی ( قرآن) و آقای هوشنگ روائی (ریاضی)،آقای فریبرز روائی(طبیعی)،آقای اخلاقی (ادبیات) ،آقای نادری (شیمی)،آقای ساسان پورکافی(تاریخ جغرافی)آقای معتدی(طبیعی)،آقای سید نصیر خلخالی دائی بنده که فارغ التحصیل مدرسه آلیانس بود(تاریخ جغرافی)،ناظم آقای خیرالله خان روائی و رئیس آقای هادی سهراب پور که زبان ریاضی و هر درسی را که معلم نداشت درس می داد .ایشان فارغ التحصیل مدرسه تربیت معلم تبریز و شاگرد اول آن مدرسه و مرد فاضل و دلسوزی بود.

از همکلاسیهایم در آن مدرسه کسانی که بیاد دارم یکی مرحوم سید محمود خلخالی پسر دائیم بود که بعدها فوق لیسانس جامعه شناسی گرفت و معلم شد،سید جواد الیاسی اهل گیوی بود که بعدها دکترای زمین شناسی و کرسی استادی گرفت،اورنگ روائی که قاضی و فکر می کنم فرماندار شد،آقای مبشر کفائی که معلم شد،آقای قدرت آزادی،آقای حسین آقائی،آقای ایرج بهبودی،آقای اردشیر نصیری ،آقای قوامی که داماد خانواده الیاسی شدو آقای ملجائی.

شاید روزی در مورد نحوه تحصیل برادر بزرگم سید یعسوب خلخالی بنویسم که خود داستانی شنیدنی و بسیار نادر است.

لینک
چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ،۱۳۸۸ - میرهادی خلخالی زاویه

   ببار ای ابر رحمت   

سلام.

این شعر زیبا را سیدیعسوب خلخالی متخلص به حباب در وصف بارشهای پربار بهاری (البته در تهران و کرج ونه در خلخال که ظاهرا از این رحمت الهی امسال هم تا حددی محروم است)سروده است که روح را با نوازش مهرآگینش می نوازد:

 

یاز بولودی

 

لاله دور لعل بدخشان و شقایق یاقوت

یارادوب دامنه لرده نه جلال و جبروت

 

 

گورنجه شانه ویروب زلف چمنزاره نسیم

که قالوب حسننه مشاطۀ دوران مبهوت

 

 

یاز بولودی بو ایل ایتمیش چمنی مینووار

قوروموشدی بورا  بیلدیر اینیشیل چون برهوت

 

 

بو مهارتله که نیسان بزیوبدور چمنی

سحرینه خیره قالار هر یانا باخسا هاروت

 

 

آبشارون سسی بیریاندا تومارّار قولاغی

بیر طرفده دوداغا برکه ویروب مهر سکوت

 

 

بلبلون صوتی ایله مست ایلیوب ناطوری

داغدا چوپانی ایله مست ایلمز هیچ فلوت

 

 

نه گوزللیکدی بو حیران ایلیوب هرگورنی

دوشه یوبدور دیه سن دامن و دشته ماهوت

 

 

دانُِِۀ درّ توکر توپراقون اوسته دریا

سودی ایجاد ایلین حیّ  زاجرام یموت

 

 

آلّاهون حلمینه باخ قطره نی ایلر دریا

نجه کی قدرتی لاهوتی ایدوبدور ناسوت

 

 

اونادور قیده جگی هر نه که وار خلقتده

اودی حیّ ازلی مالک ملک و ملکوت

 

 

کبریا لایق آنست که ذات ابدیست

جرم فانی چه کند کبر و منی بادوبروت

 

کبریائی اولور او ذات معلّایه روا

جرم خاکی نه ایدور کبر و منی بادوبروت   

 

 

 

لینک
جمعه ۱۸ اردیبهشت ،۱۳۸۸ - میرهادی خلخالی زاویه

   شاید بشناسید   

سلام.

یکی از همشهریان به وبلاگ جناب پرفسور مسعود خلخالی دسترسی پیدا کرده و آدرس آن را برایمان فرستاده.ظاهرا ایشان دردانشگاه اونتاریوی غربی دارای کرسی استادی هستند و تعداد زیادی دانشجوی دکترای ریاضی در حال گذراندن پایان نامه با ایشان می باشند که تعدادی از آنها هم ایرانی هستند.تصویر زیر ایشان را در حال ارائه یک سمینار نشان می دهد.شاید این تصویر کمک کند تا افرادی که ایشان را می شناسند به ما در معرفی بیشتر این استاد برجسته ایرانی کمک کنند.

View Full Size Image

 

لینک
پنجشنبه ۱٧ اردیبهشت ،۱۳۸۸ - میرهادی خلخالی زاویه

   یازگلیر   

سلام .ضمن تشکر از جوانان نیک سیرت شهرم برای تبریک روز معلم به این معلم پیر ،آرزو می کنم همگی در ادای حق معلمینمان بکوشیم.بزودی شرحی از ایام تحصیل در مدارس خلخال و یادی از معلمین خودم درآن روزگار خواهم نوشت.

حالا که بهار صورت زیبایش را به مانشان داده   شعری از برادر بزرگترم متخلص به حباب در وصف این فصل جادوئی به شما تقدیم می کنم.امیدوارم مقبول طبع زیباپسند عزیزان باشد:

 

                          

                 یازگلیر

 


 گل لر گنه آچیلدی جهان لاله زار دور

بلبل قونوب گل اوستونه گویا بهار دور

 

صحن چمن دولوبدی گل ارغوان ایله

یاقوتی زمرده یتیرن کردگار دور

 

 

یوزمین یاشول ورق بورونوب هیکل چنار

هر بیر ورق معاینه دست نگار دور

 

 

یر دوغجاقین بولود هوادان درّ نثار ایدر

هانسی ولد بودائیه امّیدوار دور

 

 

قارگیتممیش یرینده چخار تز قوزی گلی

ولله طبیعتون بو ایشی شاهکار دور

 

مجنون کیمی ایدوبدی پریشان عزارنه

مجنون آدیندا بید توکون بی قرار دور

 

هرچشمه نون کناری اولوب بزم دوستان

محبوب وعده گاهی لب جویبار دور

 

 

گل یاپراقی اوقدر توکولموش یر اوستونه

حتی اولنلرونده ایوی گل عذار دور

 

الّا حباب هامّی آلوب بهره عمردن

اما فراق یاردن او اشگبار دور

 

لینک
چهارشنبه ۱٦ اردیبهشت ،۱۳۸۸ - میرهادی خلخالی زاویه

   رضا سیدحسینی   

رضا سیدحسینی مترجم باسابقه کشورمان درگذشت

رضا سیدحسینی مترجم پیشکسوت در سال ۸۱ عنوان چهره ماندگار را به خود اختصاص داد. همچنین نشان شوالیه از پالم آکادمیک فرانسه در سال ۲۰۰۰ نیز از جوایز جهانی این مترجم در حوزه ادبیات است.ایشان در شهر اردبیل متولد شد و تحصیلاتش را درفرانسه و امریکا پی گرفت وکتب نویسندگان مشهور فرانسوی به همت او به فارسی ترجمه گردید.او به سه زبان ترکی استانبولی ،اسپانیولی و فرانسه تسلط داشت و کتاب مکتبهای ادبی ایشان از دهه چهل تا کنون در دانشگاههای کشور تدریس می گردد.روحش قرین رحمت باد.

لینک
دوشنبه ۱٤ اردیبهشت ،۱۳۸۸ - میرهادی خلخالی زاویه

   این روز و همه روز مبارک   

امروز روز معلم است و دیروز روز کارگر.این هردو مقدسند و قابل ستایش.که یکی دنیا رامی سازد و آباد می کند و دیگری روح و روان اهل دنیا را.

با تلاش این هردو ،دنیایمان زیباتر و آبادتر و اهل دنیایمان مردمانی شریف و فهیم و آگاه خواهند بود وچنین دنیائی به بهشت خواهد ماند.من که خود سالها معلم و تعلیم دهنده جوانان این سرزمین بوده ام اگر بارها متولد شدم و زندگی کنم همچنان شغل معلمی را که پیشه انبیاء است انتخاب خواهم کرد و دلم خوش است که درکوچه و خیابان هرچند وقت جوان برومندی را می بینم در کسوت یک پزشک یا یک قاضی و یا مهندس و معلم که می گوید روزگاری معلمش بوده ام و من به داشتن چنین فرزندانی (که براستی احساس میکنم درجایگاه پدر ایشان بوده ام) مفتخر می شوم و به خود می بالم و به آنها متذکر می شوم که آرزو دارم درسهائی را که در باره شرافت و کرامت انسانی به آنها داده ام فراموش نکنندکه ایندو بزرگترین درسهائی هستند که از معلمین خود آموخته ام و سعی کرده ام به اخلاف خود بیاموزم.

لینک
شنبه ۱٢ اردیبهشت ،۱۳۸۸ - میرهادی خلخالی زاویه